سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
518
تاريخ ايران ( فارسى )
ضمنا به او فهمانده شد كه اگر خودش به خدمت قيصر برود تاج سلطنت را مانند پدرش از دست وى دريافت خواهد نمود . در بهار 115 ميلادى تراژان به طرف فرات رفت . از آنجا به ارمنستان عزيمت نموده منتظر ورود پارتامازيريس گرديد . اين شاهزادهء جوان با موكبى مختصر به قيصر وارد شده و موافق ترتيبى كه از پيش داده شده بود تاج سلطنت را از سر خود برداشته بپاى قيصر نهاد و مترصد بود كه تراژان آن را بردارد و به او مسترد سازد ، ولى قيصر نه تنها شاهزادهء پارتى را از تاج محروم كرد بلكه پس از مراجعت او پستى نهاد خود را ظاهر ساخته جمعى را بعقبش فرستاد و او را بقتل رسانيدند . مردم روم بسبب اين رفتار خيانتآميز او را به غدر و خدعه شناختند . فتح بين النهرين 115 - 116 تراژان پس از خلاصى از سلطان ارمنستان به مقصودى كه داشت نايل آمده ارمنستان كبير و صغير را داخل در قلمرو روم نمود . فرستادگان طوائف مجاور را به نزد خود پذيرفته قدرت و عظمت روم را به آنها ظاهر ساخت ، او از ارمنستان به نصيبين آمده آبگار « 1 » در اينجا اطاعت خود را پيشنهاد كرد . چون بهر طرف روآورد فاتح شد بين النهرين را نيز داخل قلمرو ديگر روم ساخت . فصل زمستان را در انطاكيه بسر برد كه آن در ايام توقف وى بواسطهء زلزلهء شديد ويران شده نفوس بيشمارى تلف گرديدند . در بهار 116 به بين النهرين برگشت و قطعات كشتيهائى ساخته ( كه به آسانى حمل ميشدند ) و بعد آن قطعات را بهم متصل نموده در دجله به آب انداخت . بعد به آديابن حمله برد . چون از طرف خسرو كمكى نرسيد در دفاع آن كوششى به عمل نيامد و آن تسخير شده جزو قلمرو روم گرديد . آنوقت تراژان عوض اينكه به طرف پائين دجله برود از آن عبور كرده شهر هاترا ( الحضره ) را به تصرف آورد . سپس از فرات به طرف بابل رفت ، در اينجا باز مقاومتى از هيچطرف نشد ، لذا در مدتى قليل سلوكيه و تيسفون را پشت سر هم گرفت . بالاخره تمام نواحى و اراضى كه از اين دو رودخانهء تاريخى مشروب ميشدند به تصرف وى درآمدند .
--> ( 1 ) - Abgarus .